بوزون هیگز، ذره ای که به دنبالش بودیم

در دوران نوین از تمام تاریخچه ی فیزیک بسیاری از نظریات جهت توضیح بسیاری از ساخت و ساز های طبیعت تابع وجود ذراتی بسیار کوچک شدند که توضیح دهنده ی چرایی بسیاری از پدیده ها باشد . البته بعضی تعاریف در فیزیک با معنی ادبی آن فرق دارد و در این جا معنی ذره در فیزیک مربوط به ابعاد فوق العاده کوچک است ، کوچک‌تر از اتم و حتی ذرات تشکیل دهنده ی آن و این در حدی است که در خیلی از شرایط آن را تک بعدی در نظر میگیرند . در طول دهه های و شصت و هفتاد میلادی نظریاتی جهت یک پارچه کردن گستره ی عظیمی از فیزیک توسط دانشمندان بزرگ و متعددی همچون واینبرگ و عبدالسلام و گلاشو ارائه شد که موجب شکل گیری مدل استاندارد و ربوده شدن جایزه ی نوبل توسط آن سه دانشمند شد . اما در کل یک سری سستی هایی وجود داشت که باعث می شد که این نظریه جوابی برای بسیاری از سوالات مهم در باره ی جهان مثل گستردگی اش ندهد و این ضمینه ای شد تا فیزیکدان بزرگی به نام پیتر هیگز با تمام سختی ها و مشکلات زندگی اش پیشنهاد و تامیم وجود ذره ای که به نام خودش اسم گذاری کرده بود بدهد که تمام ضعف های مدل استاندارد در موارد فوق را پر میکرد .

پیتر هیگز
محمد عبدالسلام
شلدون لی گلاشو
استیون واینبرگ

افسانه‌ی کوانتومی نور، دوگانگی موجی ذره‌ای!

افسانه‌ی کوانتومی نور،دوگانگی موجی ذره‌ای!

طبیعتا یکی از سوال‌های همیشگی که توی فیزیک وجود داشته اینکه که «چی شد بلاخره؟ نور موج بود یا ذره؟» و اصولا یک جوابی که برای این سوال وجود داره اینه که «هر جفتش!»…

ولی چرا نباید یکی از این دو تا باشه؟ چی شد که به این نتیجه رسیدیم…؟