فیزیک «از فلسفه تا ورود ریاضیات» (قسمت دوم: هنگام تمدن بشر)

تا آنجا گفتیم  که بشر برای رفع نیاز های اولیه خود شروع به فکر کرد (مجبور به فکر کردن و اندیشیدن چاره شد) به عنوان مثال فهمیدند که اگر پوست حیواناتی که شکار کرده اند را روی خودشان بیندازند گرم می شوند یا با چوبی که سرش تیز باشد می توانند از خودشان دفاع کنند یا گوشت شکار خود را بهتر تکه تکه کنند.

تا اینکه …

Image result for ‫کشف آتش‬‎

تا اینکه کم کم بشر تکامل یافت و یاد گرفت گروهی زندگی کند و فقط خودش برایش مهم نبود بلکه خانواده و قبیله اش نیز برایش مهم به شمار می آمد و باید از آنها نیز حفاظت میکرد.

آنها وقتی یکجا صاعقه میزد زود میرفتند و چوب هایی که آتش گرفته را برداشته و برای گرمایش و پختن گوشت استفاده می کردند. پس از سوختن چوب، دیگر نمیتوانستند آتش درست کنند تا اینکه یک روز یکی از آدم های اولیه که از بقیه باهوش تر بود فهمید به خاطر جرقه و گرمایی که صاعقه دارد میتواند چوب ها را به آتش بکشد و او دیده بود که سنگی خاص به اسمی که امروزه آن را به نام چخماق میشناسیم هم میتواند شبیه سازی خوبی برای صاعقه باشد. سپس شروع به درست کردن جرقه به وسیله دوسنگ چخماق کرد و توانست پوشال های خشکی را آتش بزند. پوشال های خشک را بر روی چوب ریخت و مشاهده کرد که چوب آتش گرفت. این اولین انقلاب در زندگی بشر بود که حیات او را تا به امروز ممکن کرده است و میتوانست به وسیله آن آتش حیوانات را از خود دور کند یا شکارش را کباب کند یا خودش را گرم کند و …

به تدریج در سایه ی این کشف بزرگ که پیام آور امنیت و صلح برای قبیله های اولیه بود و دیگر افکار پریشان انسان های اولیه که مشغول رفع نیاز های اولیه خود(نظیر امنیت و غذا و..) بود، آرام گرفت.این اتفاق فرصت فکر کردن و تکامل تمدن شان را برای برایشان پدید آورد که به تدریج وارد مرحله ای جدید از حیات انسان شد. (تکمیل و فراهم کردن رفاه های جانبی و راحت تر کردن کار های خود و …)

Image result for ‫کشف آتش‬‎

پایان قسمت دوم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *